حكيم قاينى

9

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى

و به علم طبيعي و نظر فلسفى بدين مقصد نيز توصل جوييم و گوييم كه چون شخصى بر حال طبيعي خويشتن بود و بر آن گونه كه آفريده شده ثابت باشد و از آنچه مزاج أو بروجه اعتدال « 1 » آن را خواسته منحرف نبود هر آينه أو را قوت و توانايى بود ؛ كه چون به مرتبهء از آن فزونتر برسد ، فرو ماند و از آن فعل عاجز شود ، و به آسانى بر كردن آنچه نه اندر آن مرتبه بود توانا و قادر باشد . و اندر اين حالت چون أو را ترسى يا اندوهى يا آنچه بدين ماند از حالتهاى نفسانى كه روح را در هم كشد و به اندرون حركت فرمايد طارى گردد ، اين قدرت و توانايى أو را نماند « 2 » و بر جزوى از آن فعل قادر نباشد و از آن باز ماند . و چون أو را امرى كه موجب بود انبساط و گشادگى روح را عارض آيد و آن را به سوى بيرون به حركت اندر آورد ، قدرت « 3 » و قوت أو افزون شود و از آن قوت كه به ذات خويشتن أو را حاصل بود در گذرد ، در گذشتنى كه آن قدرت را به اعتدال داشت هيچ و نابود انگارد . و چنان كه هنگام غضب مردمان را افتد ، و در حالت مستى كه به اعتدال بود مستان را باشد ، و در وقت شادى فرحان را باشد « 4 »

--> ( 1 ) - م ص : يعنى چنانچه آيات قرآنى دلالت بر آن مىكند ، مثل فعل آصف وزير سليمان و حكايت مريم - عليهما السلام - و بعضى احاديث دال است ، چنانچه از احوالات [ كذا ] بعضى از صحابه مثل سلمان و اباذر و غيرهما معلوم مىشود . و بعيد نيست عقلا كه از شخص مؤمن به ايمان يقينى به سبب ايمان و متابعت رسول - صلى اللّه عليه و آله - و ائمهء هدى - عليهم السلام - باحسن وجوه ، كه به آن تزكيهء نفس و تصفيهء قلب حاصل كرده باشد و دفع صفات رذيلهء بهيميه از نفس كرده باشد و تحصيل صفات مرضيهء حسنه نموده باشد ، كرامات ، قولا أو فعلا ، از بركات آن نبى كه اين شخص متابع اوست صادر شود . و آنچه از بعض طلبهء قاصر طبع بدين زمان نقل مىكنند - كه اگر امر غير معتاد از غير نبى و امام صادر شود امان بر طرف مىشود - كلامى است عامى كه بطلان أو بر صاحب بصيرت غير مخفى است . فتبصّر و كن من المنصفين و لا تكن من المتعصّبين فتضلّ عن سبيل اللّه الحقّ المبين . ( 2 ) - في الأصل : نمايد . ( 3 ) - في الأصل : و قدرت . ( 4 ) - خ : بود .